همت مضاعف در نوآوری در علوم انسانی (2)
نويسنده:
علي سعادت پناه
نقد و بررسی دیدگاهها
الف: کمبودهای
کلام و فقه موجود
به نظر میآید که غیر
از نظریه ششم، برای سایر نظریهها، به شرحی که در زیر خواهد آمد، دلیل محکمی وجود
ندارد:
در مورد دیدگاه اول
که معتقدند باید از نظر دانشمندان اسلامی استفاده کرد باید پرسید مگر حضرت امام خمینیقدس
سره دانشمند اسلامی نبودند؟ آیا ایشان مثلاً فلسفه را به خوبی نمیدانست؟ یا فقه
موجود را نمیشناخت؟! قطعاً این چنین نبود و با این حال، خود ایشان در اداره امور
کشور میفرمودند: «باید کار و تلاش کنید تا مطلب جدیدی به دست آورید». فرد معتقد
به نظریه اول به کسی میماند که اصلاً از هیچ چیز خبر ندارد یا این که بخواهد خود
را بازی بدهد!
نويسنده:
علي سعادت پناه
نوآوری در علوم
انسانی یکی از موضوعات جدی در عرصه مباحث فرهنگی، محسوب میشود. نگارنده در این
مقال بر آن است که ضمن تبیین جایگاه علوم انسانی و آسیبشناسی آن، به بررسی دیدگاههای
مطرح در علوم انسانی بپردازد و در خاتمه نظریه مورد نظر را مطرح نماید.
قبل از طرح محورهای
فوقالذّکر بایستی به عنوان مقدمه به ضرورت بررسی علوم انسانی در عرصههای مختلف
در جهان امروز پرداخت.
وضعیت کنونی جهان،
پیدایش تنوع در علم و روشهای تحقیق و بعضاً عدم توانایی در پیشگویی حوادث جهانی،
بازنگری در علوم انسانی و جایگاه آن را در تعیین جهت علوم و تحقیقات ضروری میسازد.
در این مقاله ضرورت بررسی مجدد نسبت به علوم انسانی و تأثیر آن در اداره نیازهای جامعه
در چهار سرفصل ارائه میگردد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
دکتر محمدعلی مرادی نخستین سخنران این میزگرد بود که بحث خود را با طرح این
پرسش که \"علم در چه شرایطی امکانپذیر است؟\" آغاز کرد و برای پاسخ به
این سؤال، به بررسی مؤلفههای علم به معنای جدید در غرب پرداخت. او گفت: از گذشته،
تلاش بر آن بوده که برای همه چیز مبنا پیدا شود. به همین دلیل، برخی مبنا را آب،
هوا و آتش گذاشتند ولی ارسطو که او را پایهگذار علم، یا به تعبیری متافیزیک، میدانند؛
مبنا را متحرک و غیرمتحرک تعیین کرد و بدین وسیله، کار خود را در چارچوب تئولوژیک
پی گرفت. بعدها دکارت مبنا را از امر الهی به مفهوم \"منِ اندیشمند\"
تغییر داد. با ایجاد این تغییر در مبنا که تا حد زیادی با تأثیرپذیری از علم
مکانیک رخ داده بود، سنت فلسفی جدیدی جایگزین متافیزیک ارسطویی شد که پایه علوم
جدید قرار گرفت و بستر فرهنگی خاصی را به وجود آورد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
در بررسی علوم انساني در بستری بین المللی در طول نیم قرن اخیر و صدور مقالات
و کتب و متون علوم اجتماعی از غرب به جهان سوم، باید گفت که این جریان، شکلی از
تکرار و تشدید وابستگی در راستای روند استعمار گذشته بوده است، چرا که این روند،
مسیری یک طرفه از شمال به جنوب بوده و سعی دارد فرهنگ کشورهای هدف را تا حد ممکن
با فرهنگ کشورهای مبدا همخوان سازد. نسخه هایی که در سال های اخیر از جانب عقلای
جهان سوم برای این جریان یک طرفه تجویز شده در مقاطع زمانی مختلف و توسط افراد
متفاوت از همنوایی و شبیه سازی فرهنگ خودی و پذیرش همه عناصر علوم انسانی غربی تا
مقاومت سرسختانه و بیگانه خواندن بسته های علوم انسانی و جبهه گیری در مقابل آنها
و نیز حالت میانه آن یعنی بومی سازی و تعدیل اثرات منفی آنها بر جوامع جهان سوم و
اخذ نکات مثبت این علوم را در بر گرفته است. پایه اصلی رویکرد بومی سازی پذیرش
تفاوت های فرهنگی و نسبی بودن عناصر فرهنگی در این دو دسته از جوامع است.
نويسنده:
علي سعادت پناه
بر كسي پوشيده نيست كه در جوامع امروزي ارتباطات نقش بسيار مهمي در پيشبرد
اهداف يك سازمان ايفا مي كند. بهبود كمي و كيفي فعاليتهاي سازمان، افزايش بهره وري
از امكانات ونيروي انساني درسايه انعكاس فعاليتهاي سازمان با جامعه و بهره گيري از
امكانات و قابليتهاي اجتماع و مشاركت عمومي افراد آن مي باشد. در اين راستا روابط
عمومي ها به عنوان حلقه ارتباطي سازمانها با جامعه نقش بسيار مهمي دارند. هرچه اين
حلقه ارتباطي گسترده تر و محكم تر باشد، به همان اندازه سازمان در پيشبرد اهداف و
فعاليتهاي خود موفق تر خواهد بود. پس روابط عمومي ها براي اينكه بتوانند اين حلقه
ارتباطي سازمان را با جامعه حفظ كنند، بايد در جستجوي تكنيكها، الگوها و شيوه هاي
مناسب و جديد باشند يكي از اين شيوه ها و الگوها خلاقيت است كه عامل مهم موفقيت
برنامه هاي روابط عمومي است كه اگر بدرستي بكار گرفته شود بسياري از ضعف هاي فني و
اجرايي را پوشش مي دهد و چون موضوع كار روابط عمومي از تنوع و حيطه بالايي
برخوردار است امكان ظهور خلاقيت در آن به مراتب بيشتر از ساير حوزه هاي كاري
سازمانها است.
همت مضاعف در نوآوری در علوم انسانی (1)
شرایط امکان یا امتناع علوم انسانی با توجه به وضعیت ایران
همت مضاعف در لزوم بومي سازي علوم انساني
خلاقیت و روابط عمومی

